علوم درمانی در بابل _ بلاگ دانشجویی
ترجمه بخشی از مقاله با عنوان علوم درمانی در بابل
عنوان بلاگ : علوم درمانی در بابل _ ترجمه محدثه بزرگوار دانشجوی کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه مازندران
تلمود مجموعهای از جدیدترین سنتهای بابل را از دورهای که خط میخی هنوز خوانا بود، حفظ میکند و یکی از کاربردهای آن دربرگیرندۀ علوم باستانی مانند؛ نجوم(از جمله طالع بینی)، ریاضیات، پزشکی، شفا و جادو است. در طول قرن سوم میلادی، خاخامهای بابل همچنان از دانشمندان بابلی که میتوانستند خط میخی را بخوانند، اطلاعات فنی کسب میکردند و برخی از این اطلاعات به زبانِ آرامی ترجمه و در مباحث دانشگاهی تلمود ثبت میشد.
عنوان : علوم درمانی در بابل
پژوهشگر : محدثه بزرگوار (دانشجوی کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه مازندران)
ㅤبخشی از ترجمه یک مقاله:
تلمود مجموعهای از جدیدترین سنتهای بابل را از دورهای که خط میخی هنوز خوانا بود، حفظ میکند و یکی از کاربردهای آن دربرگیرندۀ علوم باستانی مانند؛ نجوم(از جمله طالع بینی)، ریاضیات، پزشکی، شفا و جادو است. در طول قرن سوم میلادی، خاخامهای بابل همچنان از دانشمندان بابلی که میتوانستند خط میخی را بخوانند، اطلاعات فنی کسب میکردند و برخی از این اطلاعات به زبانِ آرامی ترجمه و در مباحث دانشگاهی تلمود ثبت میشد. البته به این نکته نیز باید اشاره کرد که ما هرگز متن پزشکی کاملی در تلمود نداریم، بلکه فقط بخشهایی از چنین متونی را داریم که اغلب در یک زمینه روایی هستند و تلمود منبع قابل اعتماد یا کاملی برای دادههای مربوط به وضعیت پزشکی بابل در اواخر دوران باستان نیست. علاوه بر این، هر اطلاعاتی که به منابع خط میخی برمیگردد، معمولا در انتقال تحریف شده است زیرا تلمود مدتها پس از منسوخ شدن خط میخی ویرایش شد و پس از آن منابع خط میخی دیگر خوانده یا فهمیده نشدند. از سوی دیگر نیز سوابق مربوط به خط میخی بابلی به هیچ وجه کامل نیست و با وجود تعداد زیاد لوحهای پزشکی، هنوز شکافهای زیادی در مجموعۀ پزشکی وجود دارد! البته گاهی تلمود بیماری را به طور کلیتر مورد بحث قرار میدهد و گاهی نیز توضیح میدهد که چرا یک بیماری ایجاد میشود و یا چرا یک درمان مؤثر است؟!
"پزشکان و شفادهنگان"
درمیان خاخامهای تلمودی، تفاوتهای قابل تشخیصی بین مراجعی که در مورد پزشکی بحث میکنند، وجود دارد. برای مثال: آبایه، قوی ترین طرفدار طب سنتی بابلی است و بسیاری از اطلاعات به دست آمده از اظهارات او مبتنی بر طب اکدی و جادو است. از سوی دیگر، آر. یوحنان از آنجایی که خودش در سرزمینهای رومی زندگی میکرد، احتمالا تحت تاثیر طب یونانی بوده است. و درنهایت مارساموئل که با عنوانِ ستاره شناس نیز شناخته میشود با هر دو سیستم آشنا بوده است.
(یکی از مسائلی که هرگز به روشنی حل نشد، تفاوت بین نقشهای خاخامها و پزشکان در شفا بوده است.)
یکی از پیچیدگیهای منابع ما این است که بیماریها اغلب با نامهای عبری شناخته میشدند و احتمالا از فلسطین به بابل وارد شدند و بر همین فرض ویژگیهای بیماریها همچنان در آکادمیهای بابلی مورد بحث قرار میگرفت.
یک متن شامل مجموعهای از کلماتِ قصار به زبانهای عبری و آرامی از منابع مختلف فلسطین و بابل: «خداوند همه بیماریها را از شما دور خواهد کرد و تلاش میکند علاوه بر علل شیطانی، علل طبیعی بیماری را نیز اثبات کند.»
در متن دیگری به زبان عبری آمده است که:
99 نفر بر اثر چشم زخم جان باختند.»»
همچنین معتقد بودند بیماریهای دیگری مانند ناشی از کوران هوا، و صفرا احتمالا بر اساس توصیههای ضرب المثلی است به جای دلایل ماوراء الطبیعه.
در یک متن عبری دیگر نیز بیان شده است که:
«آبریزش بینی ناشی از گناه، زردی ناشی از نفرتِ بی اساس و خروسک ناشی از شایعات است.» تفسیر آرامی در مورد این متن نشان میدهد که این موضوع در بابل نیز مورد بحث و گفت و گو بوده است.
این گفته از ماوراءالطبیعه به یک علت طبیعی که ناشی از عادت بدِ توالت رفتن است، تبدیل شده است.
(در واقع، آنچه در مجموعه پزشکی تلمودی_آرامی و در پزشکی خط میخی وجود ندارد، هرگونه نظریه کلی در مورد بیماری است.)
یک قاعدۀ کلی برای درمانهای پزشکی آمده است: «تر برای خشک، خشک برای تر.» به معنی مواد داروییتر برای بیماریهای خشک و مواد دارویی خشک برای بیماریهای مرطوب استفاده شوند؛ این قانون احتمالا در مورد بیماریهای پوستی و آبسهها نیز صدق میکند.
همچنین موارد دارویی در تلمود بابلی به طور سنتی در پزشکی اکدی نیز مورد استفاده قرار میگرفت.
یک مورد واضح از زبان اکدی در ارتباط با مواد دارویی را میتوان در در توصیه آبایه جستوجو کرد: «عسل برای بهبود زخمها مفید ذکر شده است.»
گاه و بی گاه نیز یک گیاه یا داروی واحد به نام سیمپلیسیادر در تلمود ذکر شده است که برای درمان یک بیماری واحد استفاده میشود. البته نام اصلی گیاهان به دلایل مختلف قابل شناسایی نیست.
از سوی دیگر، هر بحث تلمودی از نظر پزشکی واجد ارزش نیست. برای مثال؛ اختلاف نظر در مورد اینکه آیا ماهی برای چشم خوب است یا بد، میتواند تا حدی مبتنی بر بازی با کلمات باشد نه بر اساس مشاهدات منطقی..نظرات دیگر نیز مبتنی مربوط به رژیم غذایی است، مانند؛ این ضرب المثل که آبجوی مصری برای ملین خوب است، درحالی که آبجوی بابلی برای یبوست مفید است.
یکی از نکات جالب در تلمود بدین شرح است که: «خوردن دارو با معدۀ خالی از الزامات مکرر درمان بابلی است.»
"آناتومی و کالبد شکافی"
قابل توجه است که بیشتر بحثهای کلی یا نظری در مورد آناتومی در متونِ بابلی تلمود متشکل از از سنتهای اولیه به زبان عبری از فلسطین همانند پزشکی یونانی است...منابع تلمودی به کالبدشکافی نپرداختهاند.(به جز یک مورد) احتمالا به دلیل این باور که بدن مرده در جهان به شکل مادی خود در زمان حیات ظاهر میشود و از این رو هرگونه تغییر در بدن پس از مرگ، بر آیندۀ روحِ مرده تاثیر میگذارد.
اما توضیحات مربوط به تغییرات فیزیولوژی انسان گهگاه در تلمود ظاهر میشود و باید آنها را به عنوان نشانههای احتمالی تفکر عملی در آن زمان در نظر گرفت به عنوان مثال: «ناشنوایی ناشی از زخمی است که باعث خونریزی در گوش میشود.»
مشهورترین متن در مورد آناتومی در تلمود مربوط به تشریح است...متنی به زبانِ عبری که به نام مارساموئل ذکر شده است. که نشان میدهد: «شاگردانِ ر.یشمائیل، جسدِ فاحشهای را که قرار بود توسط پادشاه سوزانده شود، برداشتند. او را معاینه کردند و ۲۵۰ استخوان پیدا کردند.»
از آنجایی که ر.یشمائیل در آغاز قرن دوم میلادی در فلسطین زندگی میکرد، این داستان در نسل قبل از مارساموئل رواج داشته است و هرچند که به طور خاص به کالبدشکافی اشاره نمیکند اما دلالت آن واضح است و در هرصورت این حادثه در فلسطین رخ داده است، نه بابل.
"جراحی، درمان زخم و فصد"
شواهد کمی برای جراحی در بابل وجود دارد و هیچ مدرکی برای فصد درمانی، که به یک روش پزشکی استاندارد در جهانِ یونانی_رومی تبدیل شده بود، وجود ندارد. از منابع خط میخی نیز چیزی در مورد استخوان بندی یا پانسمان زخمها نمیبینیم. اگرچه این امر چنین فعالیتهایی را از امور پزشکی در بابل مستثنی نمیکند. منابعی که موجود است، اگرچه گسترده هستند اما کامل نیستند و ممکن است جراحی و شاید حتی فصد به سادگی به عنوان موضوعات مناسبی برای آموزش کاتبان درنظر گرفته نشده باشند و از این رو هیچ سابقه یا دستور العمل کتبی در مورد جراحی یافت نشده است.
"زنان و زایمان"
در بابل و فلسطین، زنان توسط مردان معاینه نمیشدند و پزشکان اطلاعات نسبتا کم یا حتی مبهمی داشتند اما مسأله بارداری در بابل شناخته شدن بود. دانش خاخامها در مورد زنان و فیزیولوژی آنها عمدتا توسط زنانِ خبرچین گردآوری میشد.
در یک متن پزشکی اکدی دیده میشود که میگوید: «اگر رحم زن قادر به بارداری نیست، این خشم الهی را منعکس میکند.»
شباهت نزدیکتر با علم بابلی را میتوان در فهرستی از نشانههای جنسی مشاهده کرد که پیشبینی میکنند کن یک زن چه نوع فرزندی را به دنیا خواهد آورد(بسته به شرایطی که کودک در ابتدا در آن شکل گرفته است.)
این متن شامل کلمات نادر بسیاری است که برخی از آنها ریشۀ اکدی دارند:
«اگر کسی در یک آسیاب رابطه جنسی داشنه باشد، فرزندش مبتلا به صرع کودکان میشود...اگر کسی روی زمین رابطه جنسی برقرار کند، فرزندانی با رانهای در رفته خواهد داشت...اگر زنی پا روی چیزی(خونِ الاغ) بگذارد، فرزندانی خواهد داشت که مبتلا به بیماری جرب هستند...اگر زنی در دورانِ بارداری خردل بخورد، او فرزندانی شکم پرست خواهد داشت...اگر زنی آبِ نمک ماهی خورد، فرزندانی با چشمان کوچک خواهد داشت و...»
روایات مربوط به زایمان نیز در تلمود که به زبان عبری حفظ شدهاند، حاکی از بارداری هفت یا نه ماهه هست که در ادبیات پزشکی اکدی نیز دیده میشود.
"نتیجه گیری"
بررسی حاضر تمام موارد پزشکی در تلمود را بررسی نمیکند و اشاره در تلمود بابلی، در مقایسه با نسخههای خطی، نیاز به بررسی دقیقتر زبان شناختی است.
اما بازهم نتایج دلگرم کننده است و به نظر میرسد، محققانی مانند آبایه درک نسبتا خوبی از داروها و دستورالعملهایی داشتهاند که به طرز چشمگیری شبیه به متون پزشکی اکدی بودهاند که ممکن است در زمان حیات وی هنوز قابل خواندن بودهاند.
منابع :
/Geller. M. J. 2004, Akkadian Healing in the Babylonian Talmud. Max Plank Institute for the History of Science./
نظر شما :